|
عشق پرواز بلندی است مرا پر بدهید. به من اندیشه از امروز فراتر بدهید. من به دنبال دل گمشده ام می گردم. یک کبوتر به من احساس کبوتر بدهید. تا درختان جوان راه مرا سد نکنند. برگ سبزی به من از جنس صنوبر بدهید. یادتان باشد اگر کار به تقسیم کشید. باغ جولان مرا بی درو پیکر بدهید. عشق اگر کرد نصیحت به شما گوش کنید. تن برازنده او نیست به او سر بدهید. دفتر شعر جنون بار مرا پاره کنید. یا به یک شاعر دیوانه دیگر بدهید.
هر چند دل از دست گناهت گله کم داشت. عاشق شدنت یک دل پر حوصله کم داشت. شش مرحله طی کرد دلم از نفس افتاد. تا مرز رسیدن به تو یک مرحله کم داشت. سوگند به چشمان تو کامل شدنی بود. افسانه این عشق فقط یک بله کم داشت. در غیبت روی تو چه مشکل سپری شد. این فصل بهاری که گل و چلچله کم داشت. ابادی تو یک غزل نادره می خواست. ویرانی من تحت یک زلزله کم داشت. می گفت شبی شاعر دلگیر جنونی . اوای غم انگیز تورا اسکله کم داشت. این عابر تشنه لب چنین ساده نمی مرد. تا چشمه چشمانت اگر فاصله کم داشت.
از سر کوی تو با دیده گریان رفتم. غم به دل خون به جگر اشک به دامان رفتم. داشتم خاطر مجموع ز دیدار تو لیک . عاقبت چون سر زلف پریشان رفتم. شیشه صبر دل از سنگ جفای تو شکست. لاجرم خسته و بیچاره و پژمان رفتم. پیش از این سرو سامان دل و دینی بود. باختم دل و دین و بی سر و سامان رفتم. امدم سوی تو سرسبز و جوان خرم و شاد. پیر و ازرده دل و خسته و نالان رفتم . شوقم اورد به سرعت سوی تو همچو شهاب . لیک از امدن خود خویش پشیمان رفتم.
من به جای قلب طرح لب برایت می کشم قلب دیگر کهنه گشته تب برایت می کشم تو طلوع روشن همچو خورشیدی و من در درون چشم هایم شب برایت می کشم منکر دست توانای منی اما بدان با دو دستم طرح رب برایت می کشم لاله و الاله و سوسن و مریم و یاس سپید تا درون اسمان کوکب برایت می کشم. دین خود را از رخ زیبایی خود کمتر بدان من شکوه روشن مذهب برایت می کشم با قدم هایم سبک ارام ارام همراه شد. منکه دارم بهترین مرکب برایت می کشم این را بدان گر در میان راه پیمان بشکنی ان زمان سمی ترین عقرب برایت می کشم.
دیده ام از تو بلایی که ندیدیست کسی بلکه زینگونه جفا هم نشنیده است کسی هر کسی محنت عشق تو کشیده است ولی. انچه من از تو کشیدم کشیده است کسی ؟ در ره عشق ز منزلگه مقصود مپرس که ان مقامی است که انجا نرسیده است کسی پیش من شرح مکن عاشقی مجنون را که چون من عاشق دیوانه ندیده است کسی دل و جان داد و غم عشق خرید . گر چه غم را به دل و جان نخریده است کسی. |
About
Archivesاسفند ۸٧بهمن ۸٧ دی ۸٧ Authorsمحمود عباس پور نمینLinks
عکس طنز عشقولانه کیلیپ |